وقتی والد میبیند کودک دست به اندامهای جنسیاش میزند، ممکن است نگران شود یا احساس کند
این رفتار «اشتباه» و «نامناسب» است. این نگرانی قابلدرک است، چون این بخش از بدن کودک خصوصی و حساس است و والد میخواهد از ابتدا مرز و چارچوب درستی شکل بگیرد. اما قبل از واکنش تند یا سرکوب ناگهانی، مهم است بفهمیم این رفتار برای کودک چه معنایی دارد و چرا اتفاق میافتد. فهمیدن دلیل به معنای درست بودن رفتار نیست؛ فقط کمک میکند برخورد مؤثرتر و بدون آسیب باشد.
در کودکی، لمس بخشهای مختلف بدن بیشتر از اینکه معنای جنسی داشته باشد، راهی است برای شناخت بدن و تنظیم هیجان. همانطور که کودک گوشش را میکشد، مو را میپیچاند یا انگشتش را در دهان میگذارد، ممکن است قسمتهای خصوصی بدن را هم لمس کند. در این سن کودک معنا و پیامد اجتماعی رفتار را نمیفهمد؛ او صرفاً یک احساس بدنی را تجربه میکند، یا دنبال راهی برای آرام شدن است، یا متوجه شده این ناحیه حساستر از بقیه نقاط بدن است. این رفتار نیازمند هدایت است، اما با نگاه بزرگسالانه نباید با «معنای جنسی کامل» تفسیر شود.
گاهی هم لمس بدن بیشتر در لحظههایی اتفاق میافتد که کودک بیحوصله، خسته، مضطرب یا غرق خیالپردازی است.
لمس بدن در این شرایط میتواند نقش «ابزار تنظیم» داشته باشد؛ یعنی برای بهتر شدن حس جسمی یا ذهنی استفاده شود. اینجا مسأله اصلی این نیست که کودک چرا این نقطه را لمس میکند، بلکه اینکه چرا اصلاً نیاز به آرامسازی دارد و چه راههای دیگری میتواند داشته باشد.
در بعضی موارد، دلیل رفتار کاملاً جسمی است: خارش، لباس تنگ، عفونت ادراری، عرقسوز شدن، جوش، یا جنس نامناسب لباس زیر. کودک زبان لازم برای توضیح ناراحتی را ندارد و با لمس، سعی میکند بفهمد چه خبر است. به همین دلیل بررسی جسمی و بهداشتی قبل از نتیجهگیری تربیتی ضروری است.
با وجود اینکه دلایل رفتار بیشتر حسی و رشدمحور است، این رفتار نیاز به هدایت دارد و نمیتوان آن را رها کرد. کودک باید یاد بگیرد بدنش خصوصی است، لمس بعضی قسمتها فقط در مکان خصوصی انجام میشود، و برای آرام شدن راههای دیگری هم وجود دارد. اگر از ابتدا بدون مرز باشد، بعداً تغییرش سختتر میشود و ممکن است رفتار در موقعیتهای عمومی یا کنار دیگران تکرار شود.
در لحظه مشاهده رفتار، بهترین واکنش این است که واکنش هیجانی، شوک یا تنبیه نداشته باشیم. نه ترسیدن لازم است، نه دعوا، نه واکنش شدید بدنی. واکنش تند باعث میشود کودک احساس شرم کند، رابطهاش با بدنش منفی شود و رفتار پنهانیتر و مقاومتر شود. در لحظه بهتر است با صدای آرام و کوتاه بگوییم: «بدنت مال خودته، اما این کار خصوصیه. الان وقتش نیست.» این جمله رفتار را تأیید نمیکند، حد میگذارد، اما کودک را شرمگین یا گناهکار نمیکند.
بعد از لحظه، بخش مهم ماجرا «پیگیری» است. یعنی بررسی کنیم این رفتار چه زمانی بیشتر اتفاق میافتد: قبل خواب؟ وقتی خسته است؟ موقع دیدن تلویزیون؟ وقتی لباس زیر تنگ پوشیده؟
وقتی مضطرب است؟ این اطلاعات کمک میکند بفهمیم ریشه رفتار بیشتر جسمی است، عادتی است، یا ابزاری برای تنظیم احساس. وقتی دلیل روشنتر شد، میشود به کودک راههای جایگزین داد. اگر هدف آرام شدن است، میتواند جایگزینهایی مثل عروسک، پتوی بافتدار، فشار دستها، ماساژ، تکان دادن پا یا نگهداشتن یک شیء نرم داشته باشد. اگر دلیل بدنی است، تغییر لباس یا درمان جسمی لازم است
وقتی این مسیر درست طی شود، رفتار معمولاً بهتدریج کم میشود، چون کودک ابزار مناسبتری برای ارتباط با احساس و بدن پیدا میکند. هدف والد این نیست که بدن را کنترل کند، بلکه اینکه کمک کند کودک رابطه سالمی با بدنش بسازد و برای تنظیم احساساتش راههای دیگری داشته باشد.